زنش او را ترک کرده. باغِ اجدادیاش در مقابل چشمانش در حال سوختن است و او فقط مشغول تماشاست و به گذشته فکر میکند. به نفرتی که از کودکی داشته. به رابطه با پدرش، درست زمانی که باعثِ مرگِ برادرش شده، و منتظر مجازات بوده اما پدرش او را بخشیده. به رابطه با مادرش که حتی دم مرگ هم او را آزرده. به آزار دادن مداوم عزیزانش. به رفتن زنش و به ترک و طرد شدنش. او منفعلانه، تماشاگرِ این طردشدنهاست.
Enyoy your eBooks either on your Smartphone, Tablet or Desktop.